#هم_خونه_پارت_198
.زیر لب گفت خونه ی فرناز بودم
...شهاب فریاد زد تو ؼلط کردی
.رنگ از روی یلدا رفته بود. دستها را روی گوشش گذاشت و دوباره چشمها را بست
شهاب بسویش خیز برداشت و موهای یلدا را به چنگ گرفت و کشید.سر یلدا عقب کشیده شد. ترسیده و
...لرزان چشمها را باز کرد و گفت آی....آی
.شهاب در حالی که هنوز موهای یلدا را در چنگ داشت او را بسوی خود کشید و یلدا مجبور شد بلند شود
در حالی که سرش به عقب خم شده بود التماس وار میگفت شهاب ....شهاب . توضیح میدم. تو رو خدا موهام
...رو ول کن. دردم میاد...شهاب
شهاب صورت او را نزد خود گرفت و گفت بگو کجا بودی؟
.دندانهای ریزش را آنچنان به هم فشرد ه بود که هر آن ممکن بود از هم بپاشد
.یلدا که هیچ وقت تا آن اندازه شهاب را خشمگین ندیده بود به آرامی و گریه کنان گفت کامبیز اومد دم دانشگاه
.شهاب فشاری به موهای او آورد و گفت خب
.یلدا فریادش بلند شد و گفت آی...بخدا هیچی کامبیز...کامبیز گفت که کیمیا خواسته برم خونه شون
.شهاب با خشم فریاد زد یلدا اگه راستش رو نگی زنده نمیذارمت
یلدا درمانده و مستاصل به هق هق افتاد و در میان اشکهایش گفت دیگه نیمخوام زنده بمونم. من رو بکش
.و راحتم کن
شهاب صورتش را نزدیک صورت یلدا گرفت و تهدید آمیز گفت من اجازه نیمدم تا وقتی اینجا هستی از این
ؼلطا بکنی و هر روز با یکی قرار بذاری و تشریؾ ببری. یک ماه دیگه که تشریؾ بردی اون وقت هر ؼلطی دلت
خواست
بکن. حالا بگو ببینم کامبیز بهت چی گفت؟
یلدا از حرفها و رفتار به تنگ آمده بود. چشمها را تنگ کرد و فریاد زد برو از خودش بپرس. چرا از خودش نمیپرسی؟
.ولم کن
شهاب با تمام وجود فریاد زد اون لعنتی چی گفت؟ گفت که دوستت داره هان؟166
یلدا گریه کنان گفت واسه ی تو چه فرقی میکنه. مگه من از تو میپرسم توی زندگی خصوصیت چه خبره؟
مگه خودت همیشه و هر لحظه از همون اول بمن نگفتی کاری بکار هم نداریم. و نداشته باشیم؟
.شهاب دستش را شل کرد و یلدا سرش را گرفت و گریه کنان روی تخت نشست
...شهاب در حالی که بسوی در میرفت گفت میدونم با این لعنتی چیکار کنم. به تو هم گفتم... نمیخوام تو خونه ی من
یلدا در میان اشکها آزرده نگاهش کرد.شهاب در را بهم کوفت و رفت. یلدا بسوی گوشی تلفن جهید و شماره ی کامبیز
.را بسرعت گرفت
.کامبیز گفت بله
...آقا کامبیز
کامبیز از حالت حرؾ زدن یلدا کنجکاو شد و پرسید چی شده؟ یلدا؟
...آقا کامبیز شهاب فهمیده. یعنی من رو با شما دیده
romangram.com | @romangram_com