#هم_خونه_پارت_178

.او را دیده است. برای همین خیلی خیلی مراقب رفتارش بود. میدانست که خیلی ها او را زیر نظر دارند
.کامبیز دوباره به آنها ملحق شد و گفت یلدا خانم بفرمایید اینطرؾ .. میز خالی هست
.یلدا نگاهش کرد ولبخند زد .نمیدانست چرا اینکار را کرد. گویی بطور ناگفته ای جنگ میان او و شهاب آؼاز شده بود
.یلدا و بقیه سر جاهایشان نشستند و یلدا به محض اینکه سر بلند کرد چشمهای نگران شهاب را روی خود دید
شهاب درست رو به روی او نشسته بود. یلدا بسختی آب دهانش را قورت داد و به ظاهر خیلی آرام نگاه از
.شهاب برگرفت و بدون آنکه چیزی بگوید نگاهی به جمع انداخت
.دلش میخواست میترا را ببیند و به بچه ها نشانش بدهد. اما میترسید یکبار دیگر نگاه شهاب ؼافلگیرش کند
یلدا کمی صندلی را جابجا کرد تا زیر نگاه شهاب نباشد. سر پایین آورد و آهسته گفت بچه ها شهاب اینا
.میز روبرویی هستند. میترا رو هنوز ندیدم. اما فکر کنم همونجا باشه
نرگس و فرناز هم که دیگر در نگاه کردن و رمزی صحبت کردن استاد شده بودند. یک به یک تایید کردند که
.شهاب را دیدنهد
.فرناز گفت اوناهاش...لباس مشکیه149

میترا پیراهن دکولته ی مشکی بتن داشت. او هم موها را پشت سرش گلوله کرده بود. و طبق معمول
.آرایش تند و اؼراق آمیزش توی ذوق میزد
.یلدا گفت آره خودشه
.نرگس گفت وای خوایا . لباسش خیلی ناجوره
.یلدا با پوزخند گفت آخه خیلی متمدنه
.فرناز گفت شهاب که اینهمه از تو ایراد میگیره چرا به این چیزی نمیگه.همه ی بدنش معلومه
.یلدا گفت به جهنم. اصلا ولشون کنید. نمیخوام بهش فکر کنم
فرناز گفت یلدا تیموری هم همونه که داره سیگار میکشه. نه؟
...آره دیگه نگاهشون نکن
.نرگس گفت فرناز دیگه بسه
پدر و مادر کامبیز برای خوشامد گویی کنار یلدا و دوستانش آمدند. یلدا از جا بلند شد و با مادر کامبیز روبوسی
.پدر کامبیز هم پیش آمد و کلی ابراز خشنودی از بابت آمدن آنهانمود . کرد
نرگس گفت یلدا این خانواده ی کامبیز و البته خودش انگار خیلی تو رو دوست دارن ها؟
.یلدا که حواسش هنوز پیش شهاب بود گفت آره آره
فرناز گفت حواست کجاست؟ فهمیدی نرگس چی میگی؟
یلدا در حالی که میکوشید جملات نرگس را بیاد بیاورد گفت چی؟
نرگس گفت پس چرا میگی آره آره؟
.یلدا با شرمندگی خندید و گفت بخدا اصلا ذهنم مشوشه
.فرناز با حالت مسخره گفت آخی
خب حالا نرگس مگه چی پرسید؟
فرناز گفت نرگس میگه خانواده کامبیز زیادی بهت ارادت دارند . چرا؟

romangram.com | @romangram_com