#گودبای_تهران_پارت_655

باخنده گفتم : کاش تا وقتی که برمیگردیم ، کسی پاکش نکنه ]



لبخند غمگینی نشست رو لبم ؛ حتی اون کلمه گودبای تهران هم هنوز رو آینه اتاقم مونده بود...

منتها آینه ترک خورده بود...

دقیقا یادمه وقتی ترنم ماژیک و پرت کرد ، دقیقا افتاد همون گوشه اتاق...

هنوزم همونجا رو زمین بود!

ترنم هیچ وقت اینجا نیومدی ، یعنی انقدر ازم متنفر بودی؟؟؟

نزدیک به سه سال اینجا زندگی کردی و حتی یکبار هم سری به اتاقم نزدی؟؟



هعی روزگار....چجوری مارو بازی دادی که انقدر از همدیگه دور شدیم!

رفتم کنار پیانو.... دستی به روش کشیدم ، خاک به دستم رنگی خاصی داد

فوتش کردم بیش ترش پخش شد تو هوا .

ترنم تو که عاشق پیانو بودی...


romangram.com | @romangram_com