#گودبای_تهران_پارت_627
با نیشخند گفت :
- مهرزاد ، الان تو استانبول کنار حوریای بهشتی ، با پول کامران داره عشق و حال میکنه
سریع از جام بلند شدم( بلند شدن که چه عرض کنم ، پریدم )....نه این امکان نداره
شوکه شدم بودم عجیب
نفسم در نمی اومد
سیاوش خندش گرفته بود
گفتم:
- شوخی میکنی؟
یه تای ابروشو داد بالا و گفت:
- نه خیلیم جدی میگم
با بهت گفتم:
- یعنی.....سهیل.....سهیل.....همون مهرزاده ؟؟؟
romangram.com | @romangram_com