#گودبای_تهران_پارت_607
.........................................................
[ سه سال بعد ]
[ نازنین ]
اروم مشغول نوشیدن چاییم شدم
عماد از سر سفره صبحانه بلند شدو گفت :
- خب دیگه ، من میرم باغ و اب بگیرم
با لبخند گفتم : به سلامت ، عصر زودتر برگرد که اماده شیم بریم خونه خان آقا
اومد نزدیکمو خم شد لپمو کشید گفت : باشه ، توام مراقب خودتو نی نی باش
با لبخند گفتم:
- عماد جونی ، نی نی الان اندازه یه نقطس ؛ من مراقب چیش باشم اخه؟
romangram.com | @romangram_com