#گودبای_تهران_پارت_567

گفتم: تو این سه ماهی که من خونه نبودم ، نامه ایی چیزی نیومد؟

مجید با تعجب گفت: نه ! چه نامه ایی؟

دپ شدم ، پس نامم دست نازنین نرسیده...

گفتم: هیچی ولش کن

خلاصه کلی با مجید گفتیمو خندیدم

اخرشم خداحافظی کردیم

منم رفتم سمت ارایشگاه

دستی به صورتمو ابروهام کشیدم بعدشم از سر بیکاری گفتم موهامو فر درشت کنه!

خلاصه ۶ ونیم برگشتم خونه



گود بای تهران_ایلین اریانمهر

وقتی در سالنو باز کردم سیاوشو دیدم که بی اعصاب و کلافه وایساده وسط خونه

درو بستمو رفتم تو ، کیفمو گذاشتم روکاناپه و گفتم: سلام


romangram.com | @romangram_com