#گودبای_تهران_پارت_528

گفتم: داری اشتباه میکنی ، من عاشقت نبودم و نیستم

گفت: سیاوش چرت نگو ، چجوری اون کاراتو فراموش کنم؟

یاده کارایی که بخاطر حرص دادن ترنم با هستی می کردم افتادم

گفتم: ببین هستی ، من ازدواج کردم....این خط از الان به بعد تا همیشه خاموش میشه...



بعد بدون حرف گوشیو قطع کردمو پرتش کردم رو داشبورد

ترنمم که هیچ واکنشی نشون نداد

تا رسیدیم خونه

ماشینو وسط حیات پارک کردم

پیاده شدیم

ترنم بی حرف رفت تو خونه...

گوشیمو دوباره برداشتمو این سری شماره نصرتو گرفتم

وقتی گوشیو برداشت باهاش احوال پرسی کردمو گفتم دیگه لازم نیست برگرده از مرخصیش...


romangram.com | @romangram_com