#گودبای_تهران_پارت_527
با تموم احساساتم گفتم: دسپخت زنم هرچی باشه من دوست دارم
از حالت تدافعی خارج شد ، چیزی نگفت
چقدر این کلمه زنم واسم شیرین بود
منی که تو عمرم تاحالا همچین حسی رو تجربه نکرده بودم...
خلاصه چراغ سبز شدو دوباره سکوت ماشینو فرا گرفت...
صدای اس ام اس گوشیم بلند شد
از کتم در اوردمو به صفحش نگاه کردم
این دختره چرا دست از سر من بر نمیداره؟ دوباره ی جمله عاشقانه فرستاده بود
زدم رو شمارش تا تماس برقرارشه
وقتی شروع به بوق خوردن کرد گوشیو دم گوشم نگهداشتم
بعد سه بوق جواب داد : سیاوووش
بی اعصاب گفتم : چیه هستی؟ چی میخوای
ناله وار گفت: چرا اینطوری میکنی سیاوش...توکه میدونی من عاشقتم ، میدونی من برات میمیرم....اصلا چیشد یهو اینجوری شد؟ تو که عاشقم بودی ، مطمئنم
romangram.com | @romangram_com