#گودبای_تهران_پارت_525

این قضیه یکم بو داره

میدونید ، این حرفاش منو یاده اون شبی انداخت که نازنین بدون هیچ دلیلی به امیررضا جواب مثبت داد

حس می کنم ترنم زنم میشه تا بتونه از دستم فرار کنه

عمرا اگه بزارم بازم بری...

گفتم : باشه ، من همه شرطاتو قبول دارم

گفت: دلم نمی خواد تو خونه ادمی جز منو تو باشه ، خصوصا اون نوچه هات ، حتی نصرت خانم

با این حرفش دیگه مطمئن شدم صد در صد باز قصد فرار داره...

ولی عمرا اگه بزارم

گفتم : باشه همه رو میفرستم‌ برن....حرفه دیگه ایی نیست؟

ی نفس عمیق کشیدو گفت : نه

...‌‌‌‌....................................................

پشت چراغ قرمز وایسادم

زیرچشمی به ترنم نگاه کردم


romangram.com | @romangram_com