#گودبای_تهران_پارت_481
با صدای خشن و مردونه، گفت: تو دیگه کی هستی؟
تاحالا تو عمرم انقدر هول نکرده بودم ، خیلی بی دلیل کنترلمو از دست دادم
با لبخند دست دراز کردمو گفتم: سلام من نازنینم ، خوشبختم از اشناییتون
با اخم نگاهش بین دست دراز شدمو صورتم در گردش بود...
صدای پِچ پِچ جمعیت بلند شدو من تازه فهمیدم چه سوتی وحشتناکی دادم
دستمو سریع پس کشیدم
احمق جون اینجا روستااااست....خدایی نکرده نگاهت ی لحظه بره سمت ی پسر همه اسم بچتونم انتخاب میکنن . کلی حرف در میارن اونوقت تو جلوی همه دست دراز کردی؟!
بقیه پسرام اومده بودن پشتش وایساده بودنو منو برانداز میکردن!
معذب شده بودم... تاحالا انقدر ضایع چندتا پسر انالیزم نکرده بودن
داشتم از شرم اب می شدم می رفتم تو زمین که یهو فرشته نجاتم فریاد زد : چخبره اونجا؟
با صدای خان اقا جمعیت از هم شکافته شد
خان اقا با اخم رو به پسرا گفت: خجالت نمی کشید یه دخترو دوره کردید؟
romangram.com | @romangram_com