#گودبای_تهران_پارت_455
حس میکردم که میخوام تشنج کنم
نازی از لرزش شدیدی که بدنم داشت فهمید که میخوام تشنج کنم
محکم یه سیلی بهم زد
یهو انگار از لرزش رها شدم
گود بای تهران_ایلین اریانمهر
با ترس صورتمو قاب گرفت با دستاشو جیغ زد : ترننمممممم میگی چیشده یانه
میون گریه شدیدم گفتم: مامانم رفت
نازنین انگار خشکش زد
بعد به آنی منو به اغوشش کشید
با گریه گفتم: داغ دیدنش ب دلم موند نازنین......داغ شنیدن صداش به دلم موند.....آخ مامااااان....بمیرمممم برات که چقدر غریبونه رفتی....اخ مامان بمیرم برات که تورو تو اون خونه تنها گذاشتم......اخ مامان....مامان توروخداااا برگرد.....مامان بزار ی بار دیگه تو بغلت با تموموجودم عطر خوبه تنتو بو کنم
با جیغ داد زدم: منننننن مامانمو میخوام
نازنین اروم گریه میکرد
romangram.com | @romangram_com