#گودبای_تهران_پارت_440
ساعت نزدیک ۲ نصف شبه
و من با چشمای قرمز شده از بیخوابی دارمرانندگی میکنم
ی نیم نگاهی به نازی کردم
بیدار بود....سرشو گذاشته بود رو شیشه و تو افکارش غرق بود
از اینه به سهیل نگاه کردم....انچنان اخمی داشت که نگو....اونم معلوم نبود نگاهش به کجاست
نمیدونم الان تهران چخبره
سیاوش چه حالی داره؟؟
امیررضا چیشد؟؟
احسانو سپیده با کامیار به چی فکر میکنن؟
حتما همه چی بهم ریخته
ولی دیگه نمیتونستم تو اون شرایط بمونم
ی جورایی عذاب وجدان گرفتم واسه امیررضا
romangram.com | @romangram_com