#گودبای_تهران_پارت_413
کی گله آرزوتو پر پر کرده
.... ..... ..... ..... ..... ..... ..... ...... ....
نازنین توپید بهم گفت: اه ترنم...وقت گیر اوردی؟؟؟بابا من به اندازه کافی دلم خون هست
اشکامو با استینم پاک کردمو با لبخند برگشتم سمتش گفتم: ببخشید عروس خانمممم
-تو دله منو خون نکن عروس عروس گفتن پیشکش
+ خب بابا توام...گیر دادیا
دوساعت با جروبحثای منو نازی تموم شد
گفتم: نازی مطمئنی چیزی جا نزاشتی
همونطور که نگاهش به اتاقش بود گفت: نه همه چیو برداشتم
با ناراحتی به اتاق نگاه کردم
بعد رو به نازنین گفتم: نگران نباش...برمیگردیم
ی قطره اشک از چشمش چکید گفت: خداکنه
romangram.com | @romangram_com