#گودبای_تهران_پارت_386
منم اخم کردم گفتم:منکه هنوز بهت جواب ندادم
+جوابت مهم نیست ولی من باید حتما به طور رسمی ازت خاستگاری کنم
-اها اولو اخرش میخوای رسمی آبروی منو ببری
+واسم مهم نیست چی فکر میکنی
به اب استخر خیره شدمو گفتم: باشه ، اگه تونستی رضایت نازنینو بگیری منم باهات ازدواج میکنم
ی نفس پرصدا کردو گفت: اینو داری جدی میگی؟
سرمو برگردوندم ؛ به چشمای سبزش نگاه کردمو گفتم: اره
لبخند بی اختیاری زد
گفتم: فقط صبر کن ، این مسئله رو بزار واسه بعد مراسم نامزدی...باشه؟
ی سیگار روشن کردو گفت: باشه
با ذوق گفتم: بریم بیرون بگردیم؟
- دوست داری بریم؟
romangram.com | @romangram_com