#گودبای_تهران_پارت_385
گفتم: نه نداشتم
سرشو اورد در گوشمو گفت: از دیروز تاحالا سردرد دارم
نفساش که به گوشم میخورد مور مورم میشد
گفتم: چرا خب
+ چون وقتی اونجوری با کامیار میرقصیدی فکر کردم عاشقشی
اب دهنمو قورت دادمو گفتم: عین داداشمدوستش دارم خودشم میدونه
با عجز صدام کرد: ترنم
- بله
+ میخوام با نازنین راجبت حرف بزنم
سرمو برگردوندم طرفش گفتم: حرف بزنی چی بگی؟
+بگم که میخوامت
-اینکارووو نکنیاا
ی اخم ریز کردو گفت: چرا
romangram.com | @romangram_com