#گودبای_تهران_پارت_382
گوشیو قطع کردم
نصرت حاضرو اماده اومد بیرونو داشت میرفت
اومد سمتم
گفتم: داری میری
+ اره اقا فقط ی چیزی
- چی؟
+ اتفاقی پیش اومده که حالتون خوش نیست؟ از وقتی برگشتید نه لب به غذا زدید...نه از خونه رفتید بیرون....نه حرفی میزنید یک سره تو فکریدو ناراحتید
- ی مشکلی برام پیش اومده که امیدوارم حل شه
+ حل میشه غصه نخورید...من حسابی دعاتون میکنم
- ممنونم....حقوق این ماهتو میریزم به حسابت
چشماش درخشید....درکش میکنم...زندگی سختی داره
ی لبخند زدمو اونم خداحافظی کرد رفت
romangram.com | @romangram_com