#گودبای_تهران_پارت_372

- تو چیو میدونی؟

گفت: اینکه تو واسه عالمو آدم نگرانیو همدردی میکنی اما به من که میرسی انگار به دشمن خونیت رسیدی....همه واست مهمن الا من

چیزی نگفتم....سرمو انداختم پایین

ادامه داد: اخه من تو این دنیای لعنتی جز تو کیو دارم؟

سرمو اوردم بالا و به چشماش نگاه کردم

اونم زل زده بود به من

گفتم: من...من فقط یکم ازت دلخورم...بخاطر اینکه تو به هر دختری توجه کردی ، الا من....منم دلخورم که اون شب سره هیچو پوچ منو ترنمو زدی ، حالا من بدرک واسه چی اون بلارو سره دختر مردم اوردی؟؟؟ من ازت دلخورم چون هیچ وقت ندیدم با روی خوش باهام صحبت کنی اگرم صحبت کردی فقط وقتایی بوده که کتکم میزدیو بعدش پشیمون میشدی...من واسه همیناس که ازت دلخورم

بعد زدم زیر گریه و سریع برگشتم ویلا

وقتی داخل ویلا شدم امیررضا متوجه حالم شدو تا اتاقم دنبالم اومد



رفتم تو سرویس بهداشتی

تو اینه به خودم نگاه کردمو حسابی گریه کردم

نزدیک ی ربع داشتم گریه میکردم


romangram.com | @romangram_com