#گودبای_تهران_پارت_365
بیشتر از همه حواسم پی ترنمو سیاوش بود
ترنم با لبخند از امیررضا خداحاظی کرد
ولی وقتی به سیاوش گفت: اقا سیاوش خداحافظ
لبخندی رو لبش نبود
سیاوش با نگاهه خیرش گفت: خدانگهدارت
کامیار با گرمی از سیاوش خداحافظی میکرد اما سیاوش خشک جوابشو داد
بعدش همشون سوار ماشین شدنو احسان ی بوق زدو رفت
سه نفری وایسادیمو تا وقتی ماشین تو دید بود نگاهشون کردیم
بای بای کردم
گفتم:پوووووف....امیر ما کی میریم؟
امیررضا: فردا غروب
سیاوش: من امشب میرم
با تعجب بهش نگاه کردیم
romangram.com | @romangram_com