#گودبای_تهران_پارت_363
احسان تا دید ترنم داره میاد پایین گفت: خب ترنمم اومد ما دیگه بریم
ساک دستیشو بلند کرد
منو ترنمم رفتیم کنارشون وایسادیم
پری جون با سپیده و ترنم رو بوسی و خداحافظی کرد
بچها وسایلاشونو گرفتنو از ویلا زدن بیرون
پری جون رفت بخوابه....منو امیررضام رفتیم تا بدرقشون کنیم
بقیه داشتن والیبال بازی میکردن
احسان داد زد: کامیار بیا ، وقت رفتنه
با این حرف دست از بازی کشیدن
همشون اومدن سمت ما ، احسان داشت وسایلارو میچید صندوق عقب
به سپیده گفتم: مراقب نی نی باشا
خندید گفت: باشه عزیزم...توام حتما ی سر به ما بزن
ی لبخند ارامش بخش زدم گفتم: حتما عزیزم حتما
romangram.com | @romangram_com