#گودبای_تهران_پارت_346

-نه نازنین باورکن موضوع اونی که تو فکر میکنی نیست....اصلا بزار....بزار برات توضیح بدم

نازنین: خفشوووو پست فطرت عوضیییییی

بعد دویید سمتمو قبل از اینکه بتونم کاری کنم پرتم کرد تو پَرت شدم تو ی پرتگاه بزرگو وحشتناک

با صدای خنده های نازنین چشمامو باز کردم

پس...پس خواب میدیدم....کابوس لعنتی

این دختره چرا انقدر میخنده؟ خدایا شفاش بده

گفتم: بسه قش کردی از خنده

بهم اشاره کردو بزور میون خنده هاش گفت: واییییی تری نمیدونی چه باحال از تخت پرت شدی پایین که

تازه متوجه وضعیتم شدم....پای تخت بودم با ی بالشتم بدست

بلند شدم...... بالشتو پرت کردم رو تخت

سریع بلند شدم‌گفتم: تو پرتم کردی؟

+ نه بابا خودت قِل خوردی....انقدر خنده دار بود که نگووووو....یهو شروع کردی با بالشت کشتی گرفتن بعد پرت شدی آخ کاش فیلم میگرفتم

-خیلی خب حالا توام


romangram.com | @romangram_com