#گودبای_تهران_پارت_340
خیلی ارومترم رفتم دره ویلارو وا کردم
به به چه هوای خوبی
مهتاب نسبتا محیطو روشن کرده بود
نمیدونم چرا حس کردم اگه بیام لب دریا این موقع میبینمش!
نمیدونم چرا خاستم ببینمش
پوووووف بگزریم
یکی زدم به سینمو گفتم: ببین دل جان من خودم بدبختر از این حرفامو گرفتاریم زیاد دارم....پس حس عشقو عاشقیو بزار کنار! اره نوکرتم دمت گرم
رفتم کنار اب
همش فکرم پیش مامانمه
یکم حسودیم میشه.....به همه اون ادمایی که تو ویلا خوابن.....همشون ی کَسو کاری دارن
اما من چی؟
ی هفته ام اگه نباشم کسی نمیگه خرت به چن من!
romangram.com | @romangram_com