#گودبای_تهران_پارت_309
خدایا رفیقمو حفظ کن
منو ببخش ترنم....همش تقصیر منه!
[ترنم]
با ترس گفتم: سیاوش من میترسم
چیزی نگفتو نزدیکم شد دستمو گرفت گفت: نترس من اینجام
داشتیماز سفره خونه بر میگشتیم.....هوا تاریک شده بودو حتی ی نفرم تو جاده نبود.....خیلی وحشتناک بود همش فکر میکردم نکنه یکی از لای درختا بپره بیرون خفتمون کنه!
از جنو پری که نگم براتون
سیاوش گفت: از تاریکی و سکوت و این هوای خوب خیلی خوشم میاد
از دهنم پرید گفتم: خب تو دیوونه ایی
با خنده دستمو فشار دادو گفت: بلاخره ی روز این ناز کشیدناو تحملام تموم میشه پس مراقب حرفات باش!
سیاوش یه اخلاقی که داشت این بود که با لبخند آدمو تهدید میکنه!
romangram.com | @romangram_com