#گودبای_تهران_پارت_307
سعی کردم بحثو عوض کنم سرمو برگردوندم سمتشو با ذوق گفتم: بعده اینجا بریم بازار؟
ی نگاهه مشکوک بهم کردو گفت: باشه عزیزم
گودبای تهران_ایلین اریانمهر
[نازنین]
امیررضا: من نمیفهمم چرا سیاوش اینکارو کرده؟
درمونده و خجالت زده گفتم: میخاسته منو تو راحت باشیم
+شاید.....خب تو چرا اعصابت خورده؟
-خب....خب.....یکم زشت شد جلوی ترنم
امیر ی لبخند گرم زدو گفت: نه بابا سیاوش خودش بهش میگه چه نیتی داشته
-نمیدونم....خداکنه
+حالا ابمیوه رو بخور زیاد به این چیزا فکر نکن
خیلی وقت بود سهیلو ندیدم
romangram.com | @romangram_com