#گودبای_تهران_پارت_294
سریع سرمو چرخوندم سمتش
+چه عجب سرتو برگردوندی ، گفتم گَردن درد گرفتی لابد!
-چی گفتی الان؟
ی لبخند ملایم زد گفت: هیچی ، به تو مربوط نبود اصلا
-یوقت اینکارو نکنیاا
با خنده اروم گفت: چرا عزیزم؟ اون دوتا بدون ما بیشتر بهشون خوش میگزره
خدایا نجاتم بده از دست این غول
گوشیمو از جیبم در اوردم
باید به نازنین خبر میدادم
داشتم بهش اس میدادم که یهو گوشیو از دستم کشیدشو گفت: این دست من باشه بهتره
-دیوونه شدی؟ زشته حالا چه فکری پیش خودشون میکنن؟
با عصبانیت گفت: بس کن لعنتی بزار هر فکری دلشون میخواد بکنن....چطور وقتی کناره کامیاریو قش قش میخندیو باهاش پچ پچ میکنی واست مهم نیست که بقیه چی راجبت فکر میکنن؟؟؟؟؟
romangram.com | @romangram_com