#گودبای_تهران_پارت_275
پکر شد
گفت: یعنی انقدر از من نفرت داری؟
-نهههه اصلا بحث این حرفا نیست من معذبم نمیفهمی؟!
کامی: چرا؟؟؟؟؟
-چرا چی؟
+چرا منو رد میکنی؟!
به بشقابم نگاه کردم ، درحالی که با غذام بازی میکردم گفتم:ما هیچیمون بهم نمیخوره تو از ی سطح دیگه ایی من از ی جای دیگه
اومد حرفی بزنه که سریع گفتم: کامی توروخداا......الان اصلا حوصله این بحثو ندارم
تفس عمیقی کشید گفت : باشه
بعدش دَمق مشغول خوردن شد منم همینطور!
بعد ۱۰ دقیقه سکوت دیگه داشت میرفت رو مخم
طاقت نداشتم انقدر ناراحتو جدی ببینمش
چنگالو برداشتم زدم تو سالادم که کلی سس روش بود
romangram.com | @romangram_com