#گودبای_تهران_پارت_251
یهو برگشت گفت: اِ تو بیدار شدی عزیزم؟ چرا انقدر زود
-اره سحرخیز شدم
پری: وای عزیزم نکنه دیشب بهت سخت گذشته
یه گوجه برداشتمو گفتم: نه بابا انقدر خوب خوابیدم دیشب اصلا شاید واسه همینه زود بیدار شدم بس که راحت خوابیدم
پری: چمیدونم والا
-همه خوابن نه؟
پری: اره والا منم دارم تا بیدار نشدن صبحانه اماده میکنم
-میگمچیزه پری جون گوجه هارو بده من خورد میکنم تو برو به کاره دیگت برس
پری: نه عزیزم خودم انجام میدم
-اعووو بابا زیاده منم بیکارم اینجا وایسادم شمام میری سروقت ی کاره دیگه بده من اقا بده
خلاصه بزور سبد گوجه ها با پیش دستی هارو گرفتمو رفتم نشستم رو میز ناهار خوری مشغول خورد کردنشون شدم
پری جونم مشغول ی کاره دیگه شد
romangram.com | @romangram_com