#گودبای_تهران_پارت_244

وقتی صفحه گوشیم روشن شد استرس افتاد به جونم

خداروشکر گوشیو گذاشته بودم رو سایلنت!

برش داشتم اروم....قفلشو زدم....ی اس ام اس از طرف شماره ناشناس بود.....بازش کردم

نوشته بود : بیداری؟

این همون شماره سیاوشه

نوشتم: اره

خیلی سریع جواب داد: اروم بیا لب دریا

اب دهنمو قورت دادم....خدایا خودت کمکم کن

ساعتو نگاه کردم ۰۴:۱۳ بود

اروم پا شدم.....بی سرو صدا رفتم مانتومو پوشیدم...موهامم که دیگه وقت نمیشد ببندم همون باز شال سر کردم بعد یواش از درو باز کردمو از اتاق اومدم بیرون

نازنین خوابش سنگینه مطمئن بودم چیزی نفهمیده

اروم از پله ها اومدم پایینو رفتم درو باز کردم از ویلا زدم بیرون.....هوا تاریکه تاریک بود

سیاوش جلوی ویلا وایساده بود


romangram.com | @romangram_com