#گلهای_باغ_سردار_پارت_430
لادن لبخند زد: گفتم که، دختر عاقل.
شقایق خندید و بی مقدمه پرسید: تو تا حالا عاشق شدی؟
لادن نگاهی به چشمان معصوم شقایق انداخت و گفت: فقط یک بار.
شقایق مشتاق شد.
- چه جالب؛ خوب بیا اینجا بشین و با کل جزییات تعریف کن.
لادن دستی به موهای کوتاهش کشید.
- چی میگی؟ من خجالت میکشم. کی تا حالا جزییات روابطش با یه پسر رو برای خالهاش تعریف کرده؟
شقایق قهقه زد: دیوونه منظورم اون جزییات نبود.
romangram.com | @romangram_com