#گل‌های_باغ_سردار_پارت_317

فصل دهم (( ایثار ))

شب های طولانی زمستان، بهترین فرصت برای مطالعه است. شقایق می‌دانست که باید بیدار بماند تا اردشیر با او تماس بگیرد؛ زیرا آن‌ها در حضور پدر و مادرشان نتوانستند در مورد نقشه‌هایشان صحبت کنند.

ساعت از ده گذشته بود. پیام اردشیر صفحه گوشی‌اش را روشن کرد:

- بیداری؟ تنهایی؟

شقایق بلافاصله جواب داد:

-آن میشم.

چند ثانیه بعد، تصویر اردشیر که پشت کانتر آشپزخانه این‌طرف و آن‌طرف میرفت روی مانیتور لپ‌تاپ ظاهر شد.

اردشیر: سلام. همه خوابیدن؟


romangram.com | @romangram_com