#قطب_احساس_پارت_367

همین بودن کنار تو به کل دنیا میارزه
کنارم وقتی که نیستی
دلم باغصه هم مرزِ
در باز شد و بنیامین آمد داخل.
با دیدن گلبرگ که نشسته است قدمهایش تند شد، کنارش نشست.
دستش را گرفت که گلبرگ پسش زد.
با غم نگاهش کرد.
نمیدونم چیه حکمت
که اینقدر به تو وابستم
واسه بودن کنار تو
چشمامو رو همه بستم
تا وقتی که نفس باشه، عزیزم پیش تو هستم
دوباره دستش را گرفت، سردی دستهایش اجازه نداد گلبرگ پسش بزند.نگاه دانلود رمان قطب احساس |

میشم اونی که تو میخوانی
یه مجنون که تو دنیاشی
مهم نیست حال و روز من
مهم اینه تو خوش باشی
نترس از غصه دوری، نمیزارم که تنهاشی
نمیشه از خودت دور شم

romangram.com | @romangram_com