#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_244

بدون اون سر کنم ، واسه همیشه....
با راهنمایی پرستار به سمت سالنی که آرتام من توی اتاق عمل بود رفتم .
نمیدونم کی 6ساعت گذشت، کی زنگ زدم به خانواده هامون ، کی مامانم اومد کی
دوستام اومدم ، کی ساکت صامت به در اتاق عمل خیره شده بودم. صدای گریه
فرزانه جون رو اعصابم بود ، نگاه های عصبی مهیا ، دستای دلسوزانه فرگل و دوستام
.
بالاخره لحظه های سخته انتظار گذشت ، بالاخره در اتاق باز شد ، دکتر بیرون اومد
ولی من مثل چسب به صندلی چسبیده بودم ، دستای فرزانه جون رو یقه دکتر
جوون قرار گرفت ، با التماس ازش میخواست بگه آرتام من زندگی من جون من
سالمه بگه حالش خوبه ، بگه دوباره برمیگرده خونمون ، خونه ای که هرچند سرده
ولی هست ، هرچند مثل زن و شوهرا نیست ، ولی بازم هست .
نفهمیدم چیشد فقط صدای خدایا شکرت اشکای خشکیده من و روون میکرد ،
دوباره در انتظار باز شد ، آرتامم با یک عالمه سیم و دستگاه بیرون اومد ، صورتش
کبود بود ، لبش ، همون لبای گرمش ، پاره شده بود ، زیر چشاش خون مرده بود .
همون چشایی که من و زنده میکرد .
بالاخره با هر بدبختی ، با هر التماسی گذاشتن ببینمش.
خیره شدم به اون روزا به خاطراته خوب و بد غصه نخور دلم آخه از تو خطایی سر
نزد ای غریبه بی وفا ببین چی آوردی سرم چطور میتونم عشقتو این روزا از یاد ببرم؟
هرچند چشای بستش و هرچند با بدن کبود ولی دیدمش .
با پاهای لرزون به سمتش رفتم، نگفتی از چی دلخوری دلت بهونه گیر شده
دکترامیگفتن باید دعا کنیم بهوش بیاد ، میگفتن چاقو به جای حساس خورده ،
قدمی نزدیکتر شدم، نگفتی با کی دمخوری چشمت و از من سیر شده
میگفتن عملش خوب پیش رفته ولی همه چی به قوای بدنش بستگی داره که بتونه
دووم بیاره یا نه.
شبا خیالش بی باک رفیق رویای منه

دستم رو دستش که سرم وصل بود گذاشتم ، سرم و خم کردم بوسه ای روی چشای
بسته تموم زندگیم زدم . از کی شدی همه زندگیم ؟
از کی جونم به جونت وصل شد؟ غریبههههههههههههههههه آهای غریبه بی

romangram.com | @romangram_com