#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_230
نمیتونم این گرما را هضم کنم ، نمیتونم به آغوشت دل ببندم این آغوش واسه من
موقته ، مال من نیستی ، نمیتونم تو رو داشته باشم .
چشام و آروم باز کردم ، چشاش بسته بود . خسته بودم حتی از تظاهراش ، حتی از
اینکه بهم گفت اگه داره الان نازم میکشه واسه حرف دکتره.
آروم از رو تخت بلند شدم، نفس های عمیقش نشوندهنده عمیق شدن خوابش بود .
وارد حموم شدم ، دوش و باز کردم ، خسته زیر دوش نشستم ، به آینه قدی تو حموم
خیره شدم ، نگام اونجا بود ولی ذهنم جایی نزدیک اینجا ، گذاشتم اشکایی که
همیشه تو قلبم پنهونن راه خودشون باز کنن ، نمیدونم کسی تا به حال حس من و
داشته یا نه ، تا به حال کسی بوده ، که حس کنه وجودش و نصف کرده ، قلبش پر از
حجم سنگینیه. تا حالا شده کسی واسش مهم باشه ولی اون واسش مهم نباشه .
چی کم دارم از بقیه من آرتام و نزدیک 8سال میشناختم ، لحظات دیدار ما خیلی
عجیب بود از روز اول ، ازدواج ما هم عجیب تر ، سر یک شرط کودکانه من 81سالم
بود ولی آرتام که 62سالش بود بالغ بود ، واسه چی با من شریک شد تو یک حماقت
محض ولی من این حماقت و تمومش میکنم.آره تمومش میکنم.
8ساعت بود زیر دوش بودم و فقط فکر میکردم بدون هیچ حرکتی ، بالاخره ذهنم
سبک شد قلبم هم همینطور ، بالاخره تصویرم تو آینه بخار گرفته واضح شد، خودم و
دیدم ، خود خودمو، چهار دست و پا خودم و به آینه رسوندم با دست آینه بخار
گرفته رو پاک کردم ، هی من پاک میکردم هی اون نافرمانی میکرد و بخارش و تجدید
میکرد ، پاک کردم با شدت ، شیر و بستم و به خودم با دقت نگاه کردم، موهای بلند
تا گودی کمر ، به رنگ نسکافه ای که ریشه های موی اصلیم بیرون زده بود ، ابرو های
کمونی به رنگ موهام ، برداشته و تمیز، چشای درشت به رنگ قهوه ای روشن ، ،
چشای مغرور و حشی که تو نگاه اول خودخواهی ونفوذ ناپذیری صاحبش و نشون
میداد ، چی کم داشتم ؟؟؟ گونه هام که برجسته ، لبام که پره؟؟؟ چی باید داشته
باشم که جذبم بشه ؟؟؟ شاید زیبایی خیره کننده نداشته باشم ولی همه میگن
جذابم ، شاید دختر رویایی نباشم ولی خوبم ، هرچی باشم بالاخره دخترم ، لطیفم
نیستم؟؟ چرا داری با من بازی میکنی آرتام ؟؟؟ تو که من و نمیخوای چرا توجه
میکنی بهم ؟؟ چرا واسم غیرتی میشی ؟؟؟ چرا فک میکنی سیب زمینیم؟؟ نکن
آرتام نکن ، اصلا این زن که امروز تو بیمارستان بهش زنگ زد کی بود ؟؟ چرا همش
romangram.com | @romangram_com