#قشاع_پارت_406
-کجا بیام؟..چی می گی؟!چرا اینطوری حرف می زنی!؟!؟
هدی-گوشی رو بده من دق دادی منو..الو..الو هونیا،هونیا ما داریم می ریم بیمارستان...
-واسه لعیا؟!زایمان کرده؟
هدی زد زیر گریه و گفت:
هدی-بابا سکته کرده!
هول کرده گفتم:
چی؟!!خاک بر سرم هدی چی می گی صبح که بابا منو رسوند مترو!
هدی-رفته سر کار حالش بد شده
-حالش خوب بود به خدا یه ذره هم علائم نداشت مگه الکی الکی آدم سکته می کنه؟!الأن چطوره؟دکتر چی گفته؟کدوم بیمارستانِ؟
هدی-بیمارستان امام خمینی بردنش،نزدیک همون خراب شده محل کارشون دیگه ما هم خبر نداریم چی شده بیا فقط...
عرشیا-اون چطوری بیاد با بار و بندیل و اثاث بگو بیاد بیرونِ ...
romangram.com | @romangram_com