#قشاع_پارت_378

لعیا-باشه،عرشیا می خواد سورنُ ببره
درجا از جا پرسیدم و گفتم:
-کجا؟!!بچه امو کجا ببره؟!
لعیا-دیشب که گفت خونه بابا اینا
-تو هم داری می ری؟
لعیا سری تکون داد و گفت:
لعیا-آره ما داریم همه می ریم
-لعیا بچه ام اونجا نمونه!
لعیا با غصه نگاهم کرد و گفت:
لعیا-نترس،نترس کی بردیم و نیاوردیم؟!
-آخه بچه ام خوابه!

romangram.com | @romangram_com