#قشاع_پارت_342
-موبایلتو بده
متعجب نگاش کردم،موبایلمو می خواد چیکار؟!کیفمو برداشت و موبایلمو از تو کیفم درآورد و در ماشینُ بست و دزدگیرُ زد..تا امیرعباس بیاد خون گریه کردم اونقدر هم می ترسیدم و ازش حساب می بردم که نمی تونستم از ماشین برم اصلا می تونسیتم هم سورن چی!؟بچه ام تو ب*غ*لشِ..سرمو روی زانوم گذاشتم و به حال خودم زار زدم..کافیِ جواب اون آزمایش مثبت باشه تا بدبختی های من کامل بشه...دزدگیر زده شد و قفل ها باز شد..امیرعباس اومد سوار شد و تو دستش جواب بود و یه شیشه آب معدنی..سورن رو روی صندلی گذاشت و در شیشه ی آب رو باز کرد و گفت:
-بیا یه کم آب بخور
با تردید نگاش کردم یعنی جواب چی بوده؟!شیشه رو جلوی دهنم گرفت و با می حرص گفت:
-نمردی اینقدر گریه کردی؟!
شیشه ی آبُ پس زدم و گفتم:
-چی شد؟
امیرعباس-می ریم دکتر
-یعنی چی می ریم دکتر؟!چرا ادا در می یاری آره یا نه؟
امیرعباس-جواب قطعی رو دکتر می ده
-مگه با اسکل طرفی؟!مثبت و منفی بودن رو آزمایشگاه می گیه یا دکتر؟!
romangram.com | @romangram_com