#قشاع_پارت_340

جلوی آزمایشگاه نگه داشت و گفت:
می ریم آزمایشگاه،مثل آدم پیاده می شی
-جوابشو بعدازظهر می دن خودتو خسته نکن
-من الأن جوابشو می گیرم
عصبی چنگی توی موهام زدم و گفت:
-بچه رو ب*غ*ل کن
-من نمی یام
-دست توئه مگه؟
سورنُ از روی صندلی برداشت و تو ب*غ*لم گذاشت و گفت:
-پیاده شو
خودش پیاده شد و اومد طرف در سمت من که هنوز نشسته بودم،زانوم خیلی درد می کرد،بدجور خورده بودم زمین از بیچارگی گریه می کردم..درُ باز کرد و آرنجمو گرفت و گفت:

romangram.com | @romangram_com