#قشاع_پارت_236

دنبالش گشتم ضایع تر از من خودمم!
دیسُ برداشتم تا خواستم در قابلمه رو بردارم گفت:
امیرعباس صورتتُ بکش عقب الأن بخارش می خوره به صورتت می سوزونت ت.. -
خودم می دونم،تو برو سفره رو بچین..! -
تا در قابلمه رو برداشتم بخارش همچین خورد تو صورتم که دیس از دستم افتاد و
متلاشی شد و به هزار و یک تیکه تبدیل شد،چنان جیغی کشیدم که همه از هال به داخل
آشپزخونه هجوم آوردن،امیرعباس پشت بند جیغ من چنان داد زد که سوزش صورتم یادم
رفت...
امیرعباس بهت می گم صورتتُ ب کش عَ قَب!!!اونقدر هول جواب دادن به منی که -
توجهی به حرفام نداری و کار خودتُ می کنی...
دستمو کشید به طرف شیر آب و صورتمو با آب سرد چندین بار شست...

romangram.com | @romangram_com