#قشاع_پارت_229
صد تا عاشقی بهتره...
مهران پس نمی خوایش؟! -
روشو برگردوند که بره،تا خواست در رو باز کنه سریع گفتم:
به حرفای زبونم گوش نده،باهاش عوام شده و زبونم داره نیش به امیرعباس می زنه..از -
مهران روش رو برگردوند و صورتش رو گیج وار و « ... رنگ و روم احساسمو بخون
وابسته تر از اونی هستم که بخوای ازش جدام ... » پر از پیچ و خم و اخم کرد و گفتم
اینقدر وابسته که عقدم نمی کنه و من "زن صیغه » سر به زیر انداختم و گفتم « کنی
ایشم" و این خلاف قانون غرور م و می خوام برم ولی قصدشُ نکرده جای رفتن به
بیرون از این خونه تو آ*غ*و*ش امیرعباس غرق می شم..
مهران از تعصب سرخ شد و گنگ و گیج نگام کرد و گفت:
مهران یعنی چی؟!هدفش از عقد نکردن چیه؟مگه تو رو اضافی فرض کرده یا بی کس و -
romangram.com | @romangram_com