#قشاع_پارت_227

به خاطر تو..! -
مهران به خاطر من؟!اگر به خاطر من بود که نباید بینتون رابطه ای برقرار می شد.. -
با خجالت بیشتر سرمو بیشتر تو لاک بردم و گفتم:
عاشق شد نتونست! -
مهران غیرتش دود کرد و تو اتاق رژه رفت و فکر کرد..رفت بالا سر سورن و دقایقی
به سورن چشم دوخت و بعد آروم گفت:
مهران شاهرخ چیکار کرد؟ -
سریع به طرف در نگاه کردم،از جا پریدم و در رو بستم و گفتم:
هیس..هیس..مهران امیرعباس و خونواده اش نمی دونند شاهرخی وجود داشته..می -
خواستی چه خبر باشه اون عوض ی پست فطرت که اولین نفری بود که پشت منو خالی
کرد،تازه یه سور هم به دارا زده بود...

romangram.com | @romangram_com