#قشاع_پارت_188
یه روزی می فهمی که دیگه،می خواد جداشِ
امّا بگو مگه زندگی می گذره بی عشق؟!
امّا بگو مگه زندگی می گذره بی درد!؟
مگه می شه زندگی رو بی تو سر کرد؟!
«علی رهبری»
مامان اومد و گفت:
مامان-هونیا امیرعباس می گه بیا بریم نمی یاد تو..
به مامان نگاه کردم،تو چشماش ناراحتی گذر کرد ولی چیکار می کردم؟شاید اگر منم جای امیرعباس بودم همین کارُ می کردم،سورنُ ب*غ*ل کردم و هانی که داشت از دم در اتاق نگام می کرد گفت:
هانی-آبجی من ساکِتُ می یارم
-آخه سنگینِ داداشی!
romangram.com | @romangram_com