#قشاع_پارت_184

امیرعباس شاکی گفت:
امیرعباس-معلومه کجائی؟!چیکار می کنی؟!می دونی از ساعت چند تا حالا دارم بهت زنگ می زنم؟!
-ببخشید گوشیم تو کیفم بود نشنیدم..خونه ی مامانمم
امیرعباس-بمون دارم می یام دنبالت..
-مامان آژانس خبر کرده!
امیرعباس-من تو راهم،اومدم خونه دیدم نیستی راه افتادم به طرف خونه ی مادرت اینا..
-خب چرا زنگ نزدی؟!!!
امیرعباس جوابمو نداد،نکنه بو برده و می خواسته بیاد مچ بگیره؟!خوبه قبل از اومدنش رسیدم خونه..موبایلُ قطع کردم و گفتم:
-شما برید،امیرعباس داره می یاد دنبالم..تا شما رو ندیده و بو نبرده برید..
هدی چادرشو سر کرد و گفت:
هدی-یه وقت سوتی ندی جلوش واویلات بشه!

romangram.com | @romangram_com