#قشاع_پارت_139

عرشیا-لا اله الا الله!
خنده ام گرفت،پسرای این خونواده الگو برداری قوی ای دارند..!رفتم طرف اتاق محمدسورن که هدی گفت:
هدی-هونیا کجا میری؟
عرشیا-آره بیا تنهاش نذار با خوخوان تنها باشه می ترسه..

هدی پوزخندی زد و گفت:
هدی-صد رحمت به اون!
عرشیا-وکیلتون اجازه داد بیاید؟!
هدی-وکیل شما چطور؟اسمشون چی بود؟خانمِ..آهــان سپیده جون
عرشیا-بر شیطون لعنت
رفتم محمدسورنُ سر زدم دیدم بیدارِ با تعجب گفتم:

romangram.com | @romangram_com