#غم_نبودنت_پارت_304


شده عادت ما

که رویا ببافیم

بشینیم و عشق و به بازی بگیریم

واسه زندگی کردنامون بمیریم..

چرا به هر طرف نگاه میکنم امیر و میبینم؟امیر و اخماش..امیر و خنده هاش امیر و لحظه های با هم بودنمون..امیر و خاطراتش...

این بی قراری قلبم از چیه؟دیگه دل نمیشه واسم این دل بی درمون..

هیچی باهام نیست..نه کیف نه پول نه موبایل..نه حتی میدونم کجام..

بارون میاد..سردمه.خیسه خیسم.مهمه؟نه بخدا که مهم نیست..

حتی شده تا خود صبح تو خیابونا راه برم و اشک بریزم هم مهم نیست..

نه واسه من نه هیچکس..

تکیه دادم به درخت تنومندی و فرار کردم از شر بارش شلاقی بارون..اونم باهام سر جنگ داره انگار.

چشمامو بستم..

غرورمو زیر پاهاش شکوندم..احساسمو..قلبمو همه وجودمو تقدیمش کردم که تهش بهش این..؟

من..امشب..داغونم خدا.

چکار کنم؟فراموشش کنم؟میشه؟نمیشه..حتی با بی شرمی که سرم اورد هم نمیشه..

مگه میشه فراموش بشه..اخماش یادم میره؟ غرور مردونش یادم میره.مگه میشه نگاه قهوه ایش از یادم بره؟مگه آ*غ*و*شش و گرماش و نوازشش یادم میرفت..همین الان زیر این بارون و تو این سرما..یاد گرمای تنش داغم کرده..عوضی..عوضی.

اون لوند موطلایی هم یادم نمیره..اون تن سفید و شیشه ای..اون لبخند سرخ و اتشین..

یادم نمیره.

دلم شکسته..خدا.من امشب..دلم..بدفرم..شکسته.

یه کاری بکن.

چه سخته تو تنهایی شرمنده میشی

ما ها قهرمانیمو بازنده میشیم..

مثه عصر پاییزیه رنگ و رومون

واسه خیلیاست خاطرست ارزومون..

چشمامو میبندمو راه میرم و میذارم دلم هر جا که میخواد منو با خودش ببره..

چشم که باز میکنم جلوی اون خونه شوم و نفرین شده امروز عصرم..

دیگه توی دنیا به چی اعتباره..

کسی که براش مردی دوستت نداره

romangram.com | @romangram_com