#غم_نبودنت_پارت_302


من همیشه محکومم به تنهایی.

من که به پات نشستم.با تموم اخلاقای سگیت کنار اومدم..

با تموم روزای بدی که برام ساختی..کم طاقتیاتو تحمل کردم..داد و بیدادتو..تهمتاتو..نگاه های شاکیتو.

قسم خوردم تا تهش کنارت باشم..پس چه مرگت بود اخه؟

چقد صبر کردم به پات..که خوب شی..اروم شی ببخشی ولی تو..چی سر این زندگی نصفه و نیمه اوردی؟

این دستمزد من نبود.این تلافی..این شکلی.

این مدلی..تو که منو کشتی نامرد!!

دیدی خدا..دیدی امیرت منو کشت؟

داد زدم_میبینی خدا و هیچ کاری نمیکنی؟

هق زدم..چطور دلت اومد امیر این شکلی تنهام کنی..حتی با خودم.

نمیشناختی منو؟دلم گرفته ازت..گرفته داغه..داغ داره دلم..

دیگه توی دنیا به چی اعتباره

کسی که براش مردی دوستت نداره

من و بغض و بارون سکوت خیابون

دوباره شکستم چه ساده چه اسون

هر چقد فکر میکنم..اخه من دارم تاوان چیو پس میدم

کدوم گ*ن*ا*ه نکرده؟کار نکرده؟دارم تاوان کمک به طاها رو میدم؟این حقمه؟

این شکلی شکستن واقعا حقمه خدا؟این شکلی نابود شدن خودم..زندگیم جوونیم حقه..

داد زدم_پس کو عدالتت..پس حق من چی میشه؟کی حق نگرفته منو بهم پس میده؟

امیر الان داری چکار میکنی؟داری به چی فکر میکنی؟به من..؟یا با اون موطلایی تو تخت من..؟

به پاتم بسوزم تو شمعم نمیشی

تو حوای دنیای ادم نمیشی

غرورت گلومو به هق هق کشیده

ادم که قسم خوردشو دق نمیده

قطره های اشک چکید رو دستم.بارون میبارید.نم نم بودو من..

سرم و گرفتم بالا.زانو زدم رو زمین..دستامو مشت کردم و جیغ زدم داد زدم نعره زدم

چی کردی با من؟کثافت این حق من نبود؟حق من این نیست..این شکلی خرد شدن حق من نیست..حقمو ناحق کردن حق من نیست..

عشقمو باور نداشتی..از اول باور نداشتی.از همون چهار سال پیش..همش بهونه بود..

romangram.com | @romangram_com