#گریان_تر_از_گریان_پارت_238
در بین اشکام لبخندی روی ل*ب*م نقش بست عکسو که جلوم روی زمین بود برداشتم به هومن چشم دوختم و زیر لب گفتم: هومنِ دیوونه...دیوونه ی مغرور...دیوونه ی مهربون...دیوونه ی منطقی..دیوونه غیرتی...دیوونه دوست داشتنی...
نگاهمو روی عکس خودم ثابت نگه داشتم و با حفط لبخندم گفتم:هستی دیوونه...دیوونه ی هومن...دیوونه ی کوه غرور...دیوونه ی یه صدا یه نگاه...لبخندم پررنگتر شد درهمون حال گفتم:هستی دیوونه ی عاااااااااشق.
از جام بلند شدم در بالکنو باز کردم و زیر بارون ایستادم زیر لب گفتم:خدایا اگه این خواست تویه باشه قبول درضمن ممنون...ممنون از اینکه اینقدر لایق دونستیم که بهترین هدیه اتو که عشقه بهم عطا کردی.قول میدم تمام سعیمو بکنم تا از این آزمونم سربلند بیرون بیام برخلاف دیروز و هفته های پیش الان به خاطر پیشروی این حس در وجودم ناراحت نیستم و خیلیم خوشحالم از امروز باید از جلد مغرور بودن بیرون بیام باید تمام سعیمو بکنم تا کسی که داشتنش الان شده بزرگترین ارزوی زندگیم رو بدست بیارم.
عقب گرد کردم به داخل اتاق گوشیمو از روی میز برداشتم روی یکی از اهنگایی که هیچوقت فکرنمیکردم روزی بشه سرگذشت زندگیم کلیک کردم و دوباره به بالکن برگشتم.
احساسی که به تو دارم یه حس فوق العاده است...(زیر لب همراه با اهنگ زمزمه کردم)
من عاشق کسی شدم که خیلی صاف و سادست...(لبخندی زدم و گفتم:من عاشق کسی شدم که خیلی مغرور و خودشیفته است)
احساسی که به تودارم به هیچکسی نداشتم...(کسی که باعث شد برای اولین بار حسی جز تنهایی رو تجربه کنم)
romangram.com | @romangram_com