#گریان_تر_از_گریان_پارت_216


_چشم...

بعد از رفتن داداش یه دوش نیم ساعته گرفتم چون صبح رفته بودم حمام زیاد طول نکشید.

یه بلوز نیم استین قهوه ای تیره اسپرت یه شلوار کتون دمپا سفید رنگ که روش یه کمربند ساده میخورد رو هم پام کردم.

برای اولین بار موهامو باز گذاشتم و روی شونه هام رهاشون کردم.جلوشو به بالا حالت دادم و با یه گیره عروسکی قرمز رنگ ثابتشون کردم که نیان توی صورتم.

سرویسمم انداختم و دراخر یه رژ مایع کالباسی هم زدم وکفشای صندل مشکی سادمم پام کردم.

یه دوش کاملم با ادکلن مورد علاقه ام گرفتم و بعد از اینکه اخرین نگاهم به خودم داخل اینه انداختم همونجا روی مبل نشستم.

اخرین ملاقاتم با خانواده ی رضائی همون شبی بود که خونشون دعوت بودیم.یعنی تقریبا یه هفته ی پیش.


romangram.com | @romangram_com