#گریان_تر_از_گریان_پارت_212


_راه نداره پاشو بریم تو بخور زووود_داااااداش_هستی تو چرا اینقدر لجبازی میکنی الان یه دلیل قانع کننده برای من بیار که اون غذا رو نخوردی._خب بو میده داداش_بوی چی میده؟

صادقانه گفتم:بوی گوسفند میده داداش....داداش نرم که نشد بماند بدترم شد و بدون هیچ گونه لطافتی گفت:عصاره ی گوشت بوی گوسفند میده،جگر بوی خون میده،شیر بوی روغن زرد میده...دقیقا میشه بگی توی این دنیا چه چیزی از نظر خانوم بو نمیده؟

خندم گرفته بود چه سابقه ی درخشانی داشتم من خب دروغ که نمیگفتم همه ی این چیزایی که داداش نام برد واقعا بو میداد داداش که کمی مهربون تر شده بود گفت:بیماری که دکترت ازش حرف میزنه نباید تحریک بشه هستی خطرناکه تو خودت دکتری باید این چیزارو بفهمی یکم مراعات کن زشته روی همه چیز عیب میذاری.الانم بلند شو بریم داخل هوا سرده.

بدون هیچ حرفی از جا بلند شده و مطابق خواسته ی داداش عمل کردم.

مارال و مهرسا روی مبل نشسته بودن و مشغول تماشای تلویزیون بودن.

مارال با دیدن داداش لبخندی زد و گفت:سلام اقـــا خوبی؟خسته نباشی.

به سمت پله ها رفتم حوصله ی بودن در جمعو نداشتم قبل از اینکه اخرین پله رو طی کنم صدای داداش باعث شد سرجام متوقف بشم.


romangram.com | @romangram_com