#گریان_تر_از_گریان_پارت_167

داداش:پس چرا نمیرین هستی؟

با غرور گفتم:من که از کسی پیشنهادی دریافت نکردم که باهاش بر*ق*صم.

نوشین خانوم با لبخندوبدجنسی رو به هومن گفت:شنیدی که هومن جان باید از هستی جون درخواست کنی وگرنه افتخار ر*ق*صیدن بهت نمیده.

کامران:مامانجان دقیقا الان شما طرفدار کی هستین؟

نوشین جون _من طرف حقم..هستی راست میگه هومن باید با تواضع ازش خواهش کنه تا باهاش بر*ق*صه این یکی از قوانین ر*ق*صیدنه.

اخ قربونت حال کردم.خوب دارم حرصش میدم بدو اقا هومن ازم خواهش کن تا بهت افتخار بدم.

از چشاش میشد فهمید داره حرص میخوره ولی از اونجایی مجبور بود دستشو به سمتم دراز کرد وگفت:افتخار میدین..

لبخندی زدم دستمو توی دستش گذاشتم وگفتم:به خاطر نوشین جون بله.

romangram.com | @romangram_com