#گریان_تر_از_گریان_پارت_165
با لحن کشیده ای گفتم:دااااااداش.
مارال:هستی میگم تو که هیچوقت از وسط پیست ر*ق*ص جمع نمیشدی چی شده امشب اینقدر کم ر*ق*صیدی نکنه همپای مناسب پیدا نکردی؟
لبخندی زده و سکوت کردم...حق با مارال بود من اگه یه همپای مناسب و پایه میداشتم هیچکس نمیتونست از وسط پیست ر*ق*ص جمعم کنه.
با شنیدن جمله ی نوشین خانوم چنان سرمو به سمتش برگردوندم که خودم متوجه شدم که مهره های گردنم به صدا دراومد.خداروشکر اونا متوجه تعجب زیادم نشدن.
نوشین:هستی جون اگه افتخار بدی هومن همراهیت میکنه.
داداش طاها سری به نشونه ی تایید تکون داد و گفت:اره هستی فکر خوبیه برید ببینم کی خوشگل تر میر*ق*صه.که مطمئنا از همین الان هستی برنده است.
کامران:عمرا..اقاطاها شما ر*ق*ص هومنو ندیدی مربی ر*ق*ص در مقابلش کم میاره این اقا زرنگه رو نمیکنه.
مارال:هستی برو ثابت کن تو بهتر میر*ق*صی...
romangram.com | @romangram_com