#گریان_تر_از_گریان_پارت_119

_نه نفیسه خانوم بیشتر درست کرده که برات بذاره تو فریزر هروقت ه*و*س کردی بخوری اگه کم اومد فوقش برای بعدا تو برنمیداریم.

_قربونش برم که اینقدر مهربونه کجاست الان_تو سالن غذاخوریه داره میزو میچینه.

_مهرسا رفت کمکش؟_اره بیا بریم بشینیم زشته اونا رو تنها گذاشتیم اومدیم تواشپزخونه_بریم.

داداش با دیدنمون گفت:کجا رفتید شما مادمازلا؟

مارال:صنم زنگ زده بود از صبح بازار بودن گفتم برای شام بیان اینجا.

داداش:خوب کاری کردی هومنم با مهرداد کار داشت همین امشب میبینش.

تا موقع اومدن صنمشون من در سکوت گوش به صحبتای بین جمع سپرده بودم.

بالاخره بعد از نیم ساعت تشریف اوردن.در رو با ایفون باز کردم و منتظر موندم تا بیان داخل.

romangram.com | @romangram_com